شازده کوچولو
شازده کوچولو گفت: تو کی هستی؟ چقدر قشنگی! روباه گفت: من یه روباهم. شازده کوچولو گفت: بیا با من بازی کن. نمیدونی چقدر دلم گرفته... روباه گفت: نمی تونم باهات بازی کنم. آخه هنوز اهلیم نکردند. شازده کوچولو آهی کشید و گفت: معذرت میخوام.
دختر
دختران فرشتگانی هستند از آسمانبرای پر کردن قلب ما با عشق بی پایاناین روز بر دختران دیروز و مادران امروز مبارک
میلادت مبارک
از این همه انزوا مردد شدهامدیوانه رنگ زرد گنبد شدهامامروز دلم حال كبوتر داردانگار كه بی قرار مشهد شدهام
شانه هایت .....
سر بروی شانه های مهربانت میگذارم عقده ی دل میگشایم گریه ی بی اختیارم از غم نامردمی ها بغض ها در سینه دارم شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم